نامه هاي كوتاه نادر ابراهيمي به همسرش را حتما ديده ايد. حرفهاي احساسي روزمره و خيلي نكته‌هاي زيباي زندگي در غالب اين نامه‌ها آمده و در كتابي منتشر شده است. اما مگر چند نفر هستند كه شجاعت اين را داشته باشند كه بر خلاف سنت غلط جامعه حركت كنند و حرف‌هاي احساسي و زيباي خود را اينگونه فرياد بزنند.

ايميل زير را از همسرم، سركار خانم زهرا زين‌العابديني دريافت كردم. خيلي دلم شكست و تاسف خوردم كه اسير دامنه تنگ فرهنگ غلط مردسالار جامعه‌ام شده‌ام. متاسفانه جامعه مردزده ما، زن‌ها را همچنان در حصاري مي‌پيچد و هر گونه صحبت در مورد آنها را قبيح و جلف مي‌داند. و براي خودم بيشتر متاسف شدم كه تن به اين قاعده عدالت‌ستيز دادم. بدون شك، اگر همسران فداكار و مهربان نباشند، هيچ مردي موفقيتي كسب نخواهد كرد. براي من هم اين موضوع صادق است. همسرم، رمز موفقيت، آرامش و زندگي من است. اما متاسفانه بر اساس آنچه كه گفتم، مورد بي‌مهري رسانه‌اي و وبلاگي من قرار گرفته است.

در همينجا مي‌خواهم از ايشان بابت همه همراهي‌هايش تشكر كنم و از او پوزش بخواهم. جامعه هر چه مي‌خواهد بيانديشد و هر كس هر چه مي‌خواهد بپندارد.

*******

سلام عزيزم.

 الان پنجشنبه است و من تنها نشستم. تو رفتي مشهد و داري خوش ميگذروني و بچه ها هم  رفتن بالا با امير بازي ميكنن و من به خاطر اينكه مادر و زن خونه هستم محكومم كه براي رفاه حال شوهرم و بچه هام در تنهايي بمانم و حتي حق اعتراض كردن هم ندارم . بگذريم. دوست داشتم با يكي درددل كنم. از اونجايي كه ديگه تو نيميتوني بگي كه بايد در وقت مناسب حرف بزنيم الان ديگه ميتونم با خيال راحت حرف بزنم چون ميدونم كه تو حتما واسه اي ميلات وقت داري.  داشتم دلگفته هاتو ميخوندم ديدم كه از همه اعضاي خونه حرف زدي به جز من . نميدونم چرا ولي حس خيلي بدي به من دست داد.  بگذريم، خيلي دلم واست تنگ شده و دوست دارم ببينمت. منتظرتم