اینجا آستانه (قزاقستان) 1: ایفلای 89 – کل جدول مدلیف را داریم
وقتی صدای رعد و برق از جا پراندم و سراسیمه به هر سو نگاه کردم که نکند جنگ شده باشد و بارانی مثل سیل از آسمان باریدن گرفت و تمام زمین و مناظر را شست، گویی از خواب پریدم و فهمیدم در کشوری هستم که گشاده دستی کائنات را نمایندگی می کند. گشاده دستی کائنات در این جمله خلاصه می شود که مردمش معتقدند "ما همه عناصر جدول مندلیف را در کشورمان داریم". و خیلی چیزها را هم خارج از جدول مندلیف با کشورداری خوب مدیران به دست آورده اند از جمله اینکه یکی از مهمترین صادر کنندگان غلات و به ویژه گندم جهان است که از آب و باران فراوان این کشور غنی سرچشمه می گیرد.
سال 2023 هلند میزبان ایفلا بود و این اتفاق مهم در شهر رتردام دنبال شد. خیلی تلاش کردیم که بتوانیم حضور داشته باشیم اما متاسفانه وقت سفارت جور نشد که ببینیم اصلا به ویزا می رسیم یا خیر. برخی از دوستان که اقدام کرده بودند جواب آمده بود که به دلیل احتمال عدم برگشت شما ویزا تعلق نمی گیرد. ما هم هر چقدر تلاش کردیم که از سایت مربوطه وقت بگیریم امکان پذیر نشد و دلالها هم رقمی حدود 12 میلیون یا 900 دلار برای فقط وقت سفارت طلب می کردند. خلاصه قسمت نبود و نطلبید و از ایران فقط خانم دکتر معصومه نیک نیا که البته از شهر کلن آلمان آمده بود و خانم دکتر مومنی که معاون وقت کتابخانه ملی بود حضور داشتند.
سال گذشته که کنگره ایفلای 89 به میزبانی دوبی تائید شد چقدر خوشحالی کردیم که در کشوری سهل الوصول و البته آسیایی این بزرگترین رخداد کتابدارانه جهان رخ خواهد نمود. اما چندی بعد زور اروپائیان و بدخواهان برای آسیا چربید و ایفلای 2024 را هوا کردند و به طور عجیبی یکسال ایفلا برگزار نشد. تا اینکه شهری خاص و گمنام اما بازهم در آسیا میزبان شد. نوبه که به شهر آستانه، پایتخت کشور قزاقستان رسید تا میزبان ایفلا باشد بیش از همه نفوس جهان ایرانیان خوشحال شدند چرا که کشوری به زعم همه نزدیک و آسیایی و البته بدون ویزا میزبان خواهد بود. اما عشقی که اول آسان می نمود افتاد مشکلها برایش و شد یک سفر سخت و چند جهته که همت و کفش آهنین می خواست رفتن به جنگش، اما:
"گر ما ز سر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
باری، بعد از مدتها دوری از میادین بین المللی حرفه ای قرعه فال به نام قزاقستان زدند. در تردید بین رفتن و نرفتن بالاخره جذابیتهای ایفلا و بودن در فضای بین المللی چربید و کم کم قانع شدیم که اگر چه گران، سخت، دور و برنامه ریزی دشواری دارد اما ارزشش را دارد. تریدهای هزینه و مسائل مالی و برنامه ریزی یک طرف، آدمهای پسا جنگی بودیم که تجربه بسته شدن آسمان کشور و ماندن مسافرها در پشت مرزها را هم از سر گذرانده بودیم و کمی ترس هم ته دل همه از این قضایا بود. اول فکر می کردیم که چون آسیاست و همین نزدیکی ها، خیلی راحت است و دست به کار ارسال پوسترها شدیم. اما وقتی رسیدیم به برنامه ریزی سفر دیدیم که قزاقستان کشوری است در آسیا که مرز مشترک با ایران ندارد و پرواز مستقیمی هم به سوی آن کشور و به ویژه آستانه که پایتخت جدید آن است موجود نیست. گفته می شد یک پرواز از گرگان یا تهران به اوکتائو هست که از آنجا تا آستانه حدود 2500 کیلومتر است و پرواز مستقیمی به آلماتی پایتخت قدیمی قزاقستان هست که آن هم خیلی محدود است.
وقتی مطلع شدم که تعداد افرادی که از ایران مایل به شرکت در ایفلا هستند یک گروه تلگرامی درست کردم و همه افرادی که ممکن بود حضور داشته باشند را عضو کردم. در آنجا در مورد پرواز و سفر و این ماجراها صحبت و تبادل تجربه می شد. قبلا هم برای ایفلای 2019 آتن و ایفلای 2017 لهستان هم این کار را کرده بودم و الان یک محیط خاطره است. مثلا در ایفلای لهستان خانمی از دانشگاه شریف آمده بودند که درگروه هم کلی عکس از ایشان هست اما متاسفانه امسال که نگاه می کردم دیدم که دو سه سال پیش به خاطر بیماری فوت کردند. صحبتهای مختلفی در مورد پروازها بود که از کشورهایی مثل ازبکستان یا دوبی یا ترکیه می شود رفت. گزینه اول یعنی ترکیش ایر از همان ابتدا به دلیل گرانی بیش از حد از گردونه خارج شد. چرا که در ارزانترین حالت 115 میلیون تومان هزینه پروازی که ممکن بود حداقل 20 ساعت معطلی و ترانزیت فرودگاهی داشته باشد اصلا جذابیتی نداشت. بقیه هم مشکلات خودشان را داشتند. دائم سایتهای مختلف را بررسی می کردیم وقیمتها و مسیرهای پروازی متفاوتی را می دیدیم و هی برنامه سفر می ریختیم.
وقتی رفتن من به یقین نزدیک شد، به این نتیجه رسیدم چنین سفری که بخواهیم چهار پرواز را هماهنگ کنیم که تداخل و اشکالی نداشته باشد، ارزان باشد، مطمئن باشد، بار هم داشته باشد کار تخصصی است که اگر توسط خودم باشد احتمالا ریسک بالایی دارد. کما اینکه برای سایر دوستان مشکلاتی از این دست پیش آمده بود. مثلا پول خانم پاسیار در شرایط استرس زای قبل از سفر 5 شبانه روز در اسنپ پی بلوکه شده بود یا بلیط خانم معماری اشتباه صادر شده بود به طوری که فاصله بین دو پرواز فقط 20 دقیقه بود (به دلیل اینکه سایت آژانسها با سایت پگاسوس هماهنگ نبود). به همین خاطر به چند آژانس و شرکت گفتم و هر کدام برنامه هایی دادند که اشکالاتی داشت. یکی ارزان بود اما بار نداشت، دیگری ترانزیت 30 ساعته داشت، دیگری از دو فرودگاه آتاتورک و صبیها بود که باید جابجا می شدی و یکی دیگر از آنکارا به استانبول بود و خلاصه خیلی مشکلات در راه بود. یک آژانس پیدا کردم و برنامه را به او گفتم و یک روز روی آن کار کرد تا بتواند بهترین برنامه را بدهد. تازه اول هر چه می کرد نمی شد که بار هم داشته باشد و این مصیبتی است. چرا که هر کیلو بار را از تهران به استانبول کیلویی 15 یورو (هر یورو 108 هزار تومان یعنی یک میلیون و ششصد هزار تومان هر کیلو و ده کیلو 16 میلیون تومان آب می خورد) و از استانبول به جاهای دیگر کیلویی 20 یورو هزینه دارد.
برنامه پروازی برایم چید که با پگاسوس بود و بدون بار که می شد حدود 70 میلیون اما بعدا بار دو طرف از و به استانبول را هم پیدا کرد و شد 79 میلیون تومان و بدون چانه کار را بستیم. بلیط که آماده شد بقیه امور مثل هتل و هماهنگی های قبل از سفر شکل گرفت. هتلهایی که خود ایفلا روی سایت اطلاعاتشان را گذاشته بود همه از شبی حدود 90 یورو به بالا بودند. خود هتل هیلتون که محل برگزاری کنگره بود رقمهای نجومی داشت. سایتهای ایرانی هم اطلاعات نا مناسب می داند.
در سایت بوکینگ به جستجو پراختم و یاد خاطره های گذشته به سراغم آمد که چقدر وقت و حوصله بود و نقشه شهر را مثل کف دست می شناختیم از دور تا بتوانیم بهترین و نزدیک ترین هتل را انتخاب کنیم. اولین و مهمترین معیار را جلویم گذاشتم که یعنی نزدیک به محل برگزاری کنفرانس باشد. در اولویت دوم هم خیلی ارزان باشد و اولویت بعدی خیلی تمیز و خوب باشد. اما قیمت هتلها را که می دیدم به شدت شک می کردم که نکند دروغی باشد چرا که قیمتها بین 25 تا 50 دلار شامل آپارتمانهای خیلی خوب می شد. با سایتهای ایرانی و سایر کانالها مقایسه کردم و کمی خیالم راحت شد ولی باورم نمی شد. در نهایت آپارتمانی پیدا کردم که برای 5 شب مبلغ 163 یورو یعنی شبی 33 یورو (شبی سه میلیون و پانصد) پرداخت کردم. هر چند نمی دانستم چیست و هی دائم چک می کردم که چه امکاناتی دارد و آیا این را بردارم یا آنجا دارد. برای سفارش حتما باید شماره مستر یا ویزا کارت وارد می کردی. گفت که چیزی کم نمی کند و فقط برای اطمینان است. این اصل مشکل ما ایرانیها در تبادلات بین المللی است. کارت قدیمی خودم که سال 2019 اعتبار آن تمام شده بود را وارد کردم اما تاریخ را قبول نکرد. کمی با آن سرو کله زدم و اتفاقی تاریخ اعتبار را سال 2026 زدم و دیدم که سفارش قبول شد و تمام. با این حال آن نگرانی همیشگی در اینگونه مواقع همراهم بود که نکند اشتباهی در کار باشد و تا کلید نیانداختم و در را باز نکردم خیالم راحت نشد.
چند سالی بود که سفرهای خارجی جدی نرفته بودم. سفر استانبول و اربیل رفته بودم اما نه اینقدر مفصل بودند و نه برای مقاصد علمی و کنفرانسی. به همین خاطر انگار بدن و ذهنم آمادگی نداشت. دوباره چک لیستهای سفر خارجی را در آوردم و روزآمد کردم.
حرفهای زیادی هست که حرف دله و باید گفته بشه. و تا گفته نشه مثل نفس می ماند که خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود. اینجا بهترین جاست برای حرفهای ناگفته و دل گفته ها...