برای شرکت در یک دوره آموزشی در داکا، پایتخت کشور بنگلادش به سر می برم. امروز یعنی ۱۹ اردیبهشت، ساعت هشت و نیم به وقت محلی رسیدم. از دیروز ساعت ۶ عصر در راه بودم. بعد از کمی رفع خستگی رفتم و سری به خیابانهای اطراف هتل زدم. باور کردنی نیست که توی قرن بیست و یکم باشیم و در پایتخت یک کشور معروف، کسانی این همه از بهداشت و رفاه و سطح حداقلی زندگی به دور باشند. اما همین آدمهای به ظاهر بدبخت، چه راحت می خندند و زندگی را به سخره می گیرند. چندتایی عکس نوبرانه از این گردش خیلی کوتاه، که به خاطر گرما و شرجی نیمه کاره رها شد، را فعلا می گذارم. بعدا گزارش و عکسهای مفصل تری خواهم فرستاد.

غذایی را که همین گوشه خیابان با آتش درست کرده است می خورد

 

یک وسیله نقلیه جمعی پرطرفدار

درخت عجیب و غریبی که انگار ریشه هایش بر روی شاخه هایش درآمده

این هم بچه های شیطان و بامزه ای که وقتی عکس خودشان را نشانشان دادم کلی کیف کردند