خاطره باز
روز جمعه بود که به کتابخانه ملی آمده بودم. آخر روزهای جمعه قرار گذاشته ام که کار نکنم و تعطیل تعطیل باشم. اما روز پنجشنبه را قرار شد با خانواده به کارهای فوری خانه که نمی شد عقب انداخت رسیدگی کنیم و روز جمعه به کتابخانه بیایم.
بعد از چند ساعتی کار به خودم استراحت دادم و طبق معمول به سراغ قفسه کتابهای تاریخ ایران به زبان فارسی رفتم. آخر سیستم کتابخانه ملی با همه کتابخانه ها فرق می کند و کتابهای فارسی و انگلیسی را کنار هم می چیند. در لابه لای کتابها، دو کتاب جالب پیدا کردم که به نظرم رسید چقدر خوب است ما هم برای حوزه کتابداری چنین کارهایی بکنیم. یکی کتاب "روزها و رویدادها" و دیگری کتاب "روزشمار جنگ ایران و عراق". در مورد این کتابها و ایده ای که دارم، در انتها خواهم نوشت. اما این کتابها مرا به یاد اتفاقاتی انداخت که مربوط به تاریخ و خاطره بازی و این جریانات است، چون همیشه علاقه عجیبی به ثبت علامت یا نشانی برای یادآوری زمان و اتفاقات داشته ام.
وقتی بچهای روستایی بودم معمولا زندگیمان در باغ می گذشت. باغ خودمان، باغهای پدر بزرگ، باغهای عموها و دایی ها. هر روز زندگی در این باغها شروع و در آنها به اتمام می رسید. باغ پدر بزرگم که مقر اصلی همه ما بود خانه-باغی داشت که ما در زبان محلی به این گونه خانه-باغها، برج می گفتیم. این برج، ایوانی با ستونهای چوبی داشت. من عادت عجیبی داشتم که هر روزی به این باغ می رفتم بر روی ستون تاریخی درج می کردم و در زیر آن کلیدواژه ای که نشانه اتفاقی که آن روز افتاده بود را می نوشتم. ستون اول که تمام شد سراغ ستون بعدی رفتم و خلاصه در طول چند سال هر سه ستون از پائین تا بالا پر از تاریخ شد. نکته جالب این بود که به مرور که قدم بلند می شد این تاریخها هم در قسمت بالاتری نوشته می شدند. بعدا که به آن ستونها سر می زدم همه اش یاد روزها و سالهای قبل و اتفاقاتی که در این دفتر خاطرات ثبت کرده بودم می افتادم و کلی دلم می گرفت یا باز می شد. هنوز هم وقتی گذرم به آنجا می افتد حتم سری به ستونها می زنم. اما افسوس که این دفتر خاطرات به مرور زمان و در زیر باد و باران پاک شده و جز خطهای کمرنگ چیزی از آنها نیست.
********
کتاب "روزها و رویدادها" که دو جلدش را در قفسه دیدم توسط "مرکز فرهنگی تربیتی نور ولایت" در سال 1378 منتشر شده است. این کتاب بر اساس هر ماه تنظیم شده و اتفاقات درون آن ماه را در سالهای مختلف توضیح داده است. هر اتفاق مهمی را در کتاب درج کرده، البته به روش خودش که سیاق خاصی است.
کتاب "روزشمار جنگ ایران و عراق" که من جلد 50 آن را هم در قفسه دیدم مجموعه کتابهای قطوری است که توسط "مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ" از سال 1375 منتشر شده است. این مجموعه هم تمامی وقایع و اتفاقات مربوط به جنگ را به صورتی مفصل و تحلیلی آورده است.
خلاصه اگر مردی پیدا شود و چنین چیزی را برای حوزه کتابداری و اطلاعرسانی تهیه کند، کار جالبی خواهد شد.
حرفهای زیادی هست که حرف دله و باید گفته بشه. و تا گفته نشه مثل نفس می ماند که خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود. اینجا بهترین جاست برای حرفهای ناگفته و دل گفته ها...