براي دوستان كنكور ارشد داده ام
دوستان عزيز
اكنون كه اين را مي نويسم احتمالا تازه از جلسه كنكور ارشد آمده ايد. اين هم برگ ديگري از زندگي تان است كه ورق خورد و اكنون علاوه بر حس آزادي مطلقي كه وجودتان را فراگرفته است، شادماني پاسخهاي درست و دريغ و افسوس پاسخهاي اشتباه يا از قلم افتاده با شما قرين است. اين حال شما حديث نفس بنده است كه بسيار براي ارشد و كمتر براي دكتري تكرار شده است. قبل از كنكور و اكنون جز دعا و گاهي انتقال تجربه كاري از دستم بر نمي آمد و نمي آيد.
اما خوش دارم بگويم آنچه را كه دوست داشتم در چنين ساعاتي بشنوم كه نشنيدم از كسي يا شايد گوش شنيدن نداشتم.
اكنون به باغباني مي مانم كه مشتاق است ثمره اندك مراقبت خويش و بسيار مجاهدت درختانش را ببيند و بدانيد كه لذت بخش تر از به ثمر نشستن كاشته در دنيا چيزي نيست. شما به دو قسم تقسيم خواهيد شد. آناني كه امسال براي هميشه از كنكور ارشد خلاص مي شوند و آناني كه بايد دوباره اين راه را بروند. اما نسخه حكيم براي هر دو قشرتان يكي است.
عزيزانم، فردا آغاز راه است. چه براي آناني كه مي پرند و چه براي آناني كه بايد دوباره پرواز را بيازمايند. اين به معناي پايان راه نيست كه آنها كه به كلاسهاي ارشد مي روند براي بودن بايد تلاشي مضاعف كنند و آناني كه بايد دوباره كنكور بدهند هم بايد تلاشي بيشتر از آنچه امسال داشته اند داشته باشند.
نكته اينجاست كه نرسيدن به مطلوب به معناي پايان زندگي و تخته شدن در دنيا نيست. بلكه درسي است كه بايد نكته نكته آن را آموخت و يادمان باشد كه "هر شكست مقدمه اي است براي پيروزي". و چون مني كه بسيار طعم شكست در اين راه را چشيده است خوب مي داند كه نكته هاي نهفته در اين شكست، در هيچ كلاس و مدرسه اي آموختني نيست.
براي همگيتان آرزوي موفقيت دارم.
حرفهای زیادی هست که حرف دله و باید گفته بشه. و تا گفته نشه مثل نفس می ماند که خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود. اینجا بهترین جاست برای حرفهای ناگفته و دل گفته ها...